سبزها مسیر راهپیمایی 13 آبان را اعلام کردند
همزمان با اعلام آغاز راهپیمایی هواداران جنبش سبز در روز 13 آبان از میدان هفت تیر، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروی انتظامی تهران بزرگ، با انتشار بیانیه های جداگانه ای به تهدید راهپیمایان پرداختند.
سپاه پاسداران در بیانیه خود که مشابه آن را در آستانه روز قدس نیز صادر کرده بود، بار دیگر از برخورد با "جریاناتی که شعارها و مسایل انحرافی طرح کنند" خبر داده است.
سپاه پاسداران، در آستانه روز قدس نیز در بیانیه ای شدیدالحن، از برخورد با "کسانی که در روز مبارزه علیه صهیونیسم جهانی، شعار انحرافی سر دهند" خبرداده بود، اما در زمان تجمع و راهپیمایی متراکم معترضان به نتیجه انتخابات که شعار "مرگ بر دیکتاتور"، "یا حسن میرحسین"، "مرگ بر چین" و "مرگ بر روسیه" را در برابر بلندگوهای پخش کننده شعار "مرگ بر امریکا" وابسته به ستاد برگزاری راهپیمایی حکومتی روز قدس سر می دادند، هیچ نشانه ای از عملی شدن تهدیدها دیده نشد.
به باور کارشناسان سیاسی سپاه می کوشد با انتشار بیانیه های تهدید آمیز در آستانه هر حرکت اعتراضی، از پیش موجبات رعب و وحشت را در میان معترضان فراهم آورد تا از این طریق بخشی از معترضان را از حضور در چنین حرکت هایی منصرف کند.
ادامه مطلب


هر اندازه از روز ها و ماه های شروع جنبش سبز(ونه لزوما موج سبز که ماهیتی درون حکومتی داشت) فاصله می گیریم،اصلاح طلب ها در سطوح گوناگون تلاش زیادتری برای به انحراف کشاندن شعار ها و راه جنبش به کار می گیرند که باید به ان توجه ی ویژه مبذول داشت.در روز چهلم ندا ،یعنی کمتر از دو ماه از عمر جنبش سبز نگذشته بود که در تظاهرات معترضین ،به صورت خود جوش شعار محوری و استراتژیک "استقلال-ازادی-جمهوری ایرانی"از زبان ان ها شنیده شد و انعکاس بسیار وسیعی در همه ی محافل سیاسی-اجتماعی داشت. 

اقای خامنه ای رهبر حکومت دینی حاکم بر ایران،روز گذشته در خطبه های نماز جمعه ی حکومت، ضمن تهدید مخالفین و معترضین ،سخنانی ایراد کرد که مورد توجه ی محافل مخالف و موافق قرار گرفت و هر کس با توجه به شرایط خاص کنونی و دیدگاه های خود،نظراتی پیرامون ان ابراز داشت. البته در ایران اظهار نظر انتقادی پیرامون گفته های ایشان ممکن نیست و هنوز یک تابو به حساب می اید. برای این که به منتقد فورا انگ توهین به رهبر زده و راهی زندانش می کنند. نگارنده 2 سال حبس از همین بابت گذرانده ام که 15 ماه از ان را در انفرادی سپری کرده ام.اما بنا ندارم به دلیل ترس از حبس و شکنجه خودم را سانسور کنم و به همین دلیل در این مقاله نظراتم را بیان خواهم کرد.
حامیان و اعضایی است که در کمتر جنبش سیاسی- اجتماعی در سال های اخیر دیده شده است.
به دلیل درگذشت یکی از بستگان نزدیک باید به شهرستان می رفتم. رفتم و گروهی از هم میهنان که از شهر ها و روستا های دور و نزدیک امده بودند را دیدم. من در این مدت حدود سه ماه ،از تهران دور نشده بودم و با گروه های گوناگون شهری و اجتماعی تماس واقعی نداشتم. اما سفر اخیر برایم بسیار مفید بود.تا پیش از ان مردم به سه دسته ی عمده تقسیم شده بودند. گروه طرفداران موسوی،طرفداران احمدی نژاد و تحریمی ها. به مرور که به شب انتخابات نزدیک می شدیم و به ویژه با راه افتادن ان مناظره های تاریخی از شمار تحریمی ها کاسته می شد و بر شمار دو کاندیدای اصلی اضافه می شد. تا انجا که مناظره ها توانست مردم را به مانند طرفداران دو تیم رقیب به میدان بکشاند. تحریمی ها حدودا در اقلیت قرار گرفتند و من نیز در این اقلیت و بلکه از پیشقراولان ان بودم و از این بابت خوشحال هستم.البته اگر احتمال می دادم مردم در اعتراض به تقلب دست به اعتراض می زنند حتما در انتخابات شرکت می کردم اما به هر حال در ان شرایط حاضر نشدم پای صندوق هایی بروم که از نتیجه ی ان اگاه بودم. این البته یک بحث غیر ضروری در شرایط فعلی است و من نمی خواهم به ان دامن بزنم.
مطلب را دیده و بیان نمایم. البته برای این کار نیاز به ویژگی هایی هست.مثلا این که نویسنده به دنبال حقیقت باشد.اگر چه می دانیم که حقیقت یک امر نسبی است. یعنی هیچ کس نمی تواند ادعا کند که مثلا حقیقت برای او اشکار است. برای این که هرکس از ظن خودش حقیقت را اشکار می بیند. اما در عین حال می توان ادعا کرد که در زمینه ی معین و برای افرادی خاص، یک برداشت نسبتا روشن از حق وجود دارد.برای مثال اگر یک پلیس یا بازپرس جنایی بخواهد دلایل یک قتل را روشن کند باید از زوایای گوناگونی ان را ببیند. هیچ تردیدی وجود ندارد که یک جسد روی دست ایشا ن است و معلوم است که کسی او را کشته. ولی درک دلایل واقعی قتل یا انگیزه ی قاتل و حتا فرد قاتل کار اسانی نیست.
